![]() |
![]() |
|
|
ولتنظر نفس ما قدمت لغد
هرکس باید نگاه کند که برای فردایش چه فراهم می کند (حشر-18) ---------------------------------------------------------------------------------- در کار خیر عجله کنید اما آیا خیریت آن کار برای شما روشن و قطعی شده است!!! آیا رسیدن به "او" خیر است یا شر!! پس بیاندیش و عجله نکن تا اینکه به خیریت آن کار برسی و بعدش عجله کنی.
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیستم خرداد 1390ساعت 19:7 توسط R.J |
|
|
دوستت دارمها را نگه میداری برای روز مبادا، |
|
+ نوشته شده در
شنبه چهاردهم خرداد 1390ساعت 15:19 توسط R.J |
|
|
چقدر سخته که از کسی حرفایی بشنوی که باعث روشن شدن چراغی تو دلت شه
بعدش همه چیرو بزاری وسطو بگی هر چه هست از آنه توست... حالا چقدر راحته که بیای و به راحتی چراغی که الان شده فانوس و داره به همه جا نورافشانی می کنه رو خاموش کنی. بدون اینکه به فکر کسی باشی که تو این چند ماه چقدر سختی تحمل کرده تا این چراغه روشن بمونه دنیا دنیای دروغگویی هستی پس همان بهتر که فانی بوده و باشی تا تمام این بی وفایی ها رو با خود به گور ببری. و تو ای عشق شاهد باش که هر چه در مسلک تو بود بر ما آمد ولی سرانجامی نداشت. پس تو هم دروغی دروغی بس تلخ که تا نچشی تلخیش را- به شیرینی عسل مانییییی
خدایا به تو پناه می برم . پناهی که تا بوده درست بوده و خواهد بود کاش که قطره ای از وجود خویش را به ما نداده بودی تا ما بی لیاقتان دنیا قدر نشناسی خود را تا این حد نشان نمیدادیم.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه چهاردهم خرداد 1390ساعت 14:59 توسط R.J |
|
|
How can you "SM_LE" Without "I"?
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هشتم خرداد 1390ساعت 16:50 توسط R.J |
|
![]() وقتی که از تو دورم، بله دورم، ولی اونقدر بهت نزدیکم که حسست میکنم. حس میکنم غمگینیتو، خوشحالیتو ... وقتی که باهات حرف می زنم تا گفتی "ت" تا تهش برام معلوم میشه عزیزم مگه میشه قلبا بهم نزدیک باشن و چیزی پنهان بمونه!!! نه نمیشه. نفسات با نفسام هم صداست، پس بدون که هر چی تو دلته واسم مثل روز روشنه حتی چیزایی که بهم نگفتی. اون روز که اون حرفو شنیدم(بعد هتل)، دلم به لرزه افتاد ولی حرفات مرحمی بود براش ولی الان می فهمم که شاید لرزه ها کم شدند ولی هستند و گاهی اوقات هم زیاد میشن عزیزم باهام رو راست باشو نزار تلخی شنیدن اتفاقارو بعد از افتادنشون بچشم بعد از اینکه از دست من کاری بر نیاد! دوست دارم.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه هفتم خرداد 1390ساعت 10:16 توسط R.J |
|
|
خدایا ازت خواهش میکنم که کسی قسمت من نیست رو جلوی راهم قرار نده
چونکه اینطوری دلتنگیاش واسه من میمونه و خوشی هاش واسه اونی که قسمتش بوده
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دوم خرداد 1390ساعت 20:6 توسط R.J |
|
![]() ![]() ![]() ![]() I've been alone with you inside my mind and in my dreams I've kissed your lips
Hello is it me you're looking for
I long to see the sunlight in your hair
Hello I just got to let you know
Hello is it me you're looking for
I love you
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دوم خرداد 1390ساعت 19:31 توسط R.J |
|
|
بچه که بودم تو صف نونوایی از آدمایی که بی نوبت نون میگرفتن بدم میومد حالا بهم حق بده که از دستت شاکی باشم، عشقم بیش از نیم ساله که منو تو نوبت گذاشته و یکبار هم اجازه نداده که روی ماهشو از نزدیک ببینم. ولی حالا یه تازه وارد یه هفته ست که اومده تو صف، میره و 2 ساعت جلوت وایمیسه و به چشای قشنگت زل میزنه... به چشای قشنگی که گرمیش، گرمای وجود عاشق رو تامین می کنه.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دوم خرداد 1390ساعت 18:22 توسط R.J |
|
|
نگاهها را شمردم، اکثرشان به نظر بد بودند بودن در میان این نگاهها کار سختیست. کاش میشد به یک نفر خیره شد تا دیگر من نگاههای دیگران را و نگاههای دیگران مرا نمیدید
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دوم خرداد 1390ساعت 18:15 توسط R.J |
|
|
وقتی حس دل سردی رو به من انتقال دادی، سرما تمام وجودمو گرفت.
انگار که دیگه خورشید هم نمیتونه گرمم کنه. شاید که گرمی دستات بتونه این سرمای سوزناکو از من رها کنه. بی تو سردمه.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دوم خرداد 1390ساعت 14:30 توسط R.J |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
خرداد 1390 |
|
RSS
|